معنی برازجان
6 بازدید
[ بُ ] (اِخ) نام دهستان حومهٔ بخش برازجان شهرستان بوشهر. این دهستان از هفت آبادی تشکیل شده و جمعیت آن در حدود ۱۲۲۰۰ تن است و قراء مهم آن عبارتند از: ده قائد، راهدار، بنه جابری، بارگاهی. راه شوسهٔ شیراز بوشهر از وسط دهستان میگذرد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ بُ ] (اِخ) قصبهٔ مرکز بخش برازجان شهرستان بوشهر در ۱۰۵ کیلومتری جنوب باختر کازرون و ۶۷ کیلومتری شمال خاوری بوشهر کنار شوسهٔ شیراز بوشهر واقع و یکی از قصبات مهم شهرستان بوشهر است. سکنهٔ آن ۹۸۶۶ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ بُ ] (اِخ) نام یکی از بخشهای هفتگانهٔ شهرستان بوشهر است. این بخش در خاور و مرکز شهرستان واقع شده است. هوای آن گرم و بالنسبه مرطوب و مالاریائی، و آب مشروب و زراعتی بخش از رودخانهٔ شاپور و رودخانهٔ دالکی و قنات و چشمه و چاه تأمین میگردد. محصولات عمدهٔ آن عبارتند از: غلات، خرما، تنباکو، سبزیجات و صیفی و شغل اهالی زراعت و باغداری و تجارت. و صنایع دستی معمول عبا و پتو بافی است. این بخش از یازده دهستان تشکیل شده و مجموع قراء و قصبات آن ۱۳۱ و جمعیت آن بالغ بر ۵۲۵۰۰، تن و مرکز بخش قصبهٔ برازجان است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ بُ ] (اِخ) دهی از دهستان سرچهان بخش بوانات و سرچهان شهرستان آباده. ۱۷۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «برازجان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر