معنی براری
6 بازدید
[ بَ ری ی ] (ع اِ) جِ بریة. صحراها و زمین های بی کشت. (از اقرب الموارد) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «براری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر