معنی براده
6 بازدید
[ بُ دَ / دِ ] (ع اِ) سونش. (منتهی الارب). سونش آهن و فولاد. ساوآهن. (مهذب الاسماء) (السامی). سودهٔ آهن. ریزهٔ آهن و مانند آن که در وقت سوهان کردن بیفتد. ریزه که از دهن سوهان ریزد. (زمخشری) (از اقرب الموارد). - برادةالحدید؛ سودهٔ آهن. (فهرست مخزن الادویه). || سودهٔ سنگ: در آن نزدیکی [ نزدیکی اصطخر فارس ] بر آن شکل سنگ نیست و برادهٔ آن امساک خون می کند... (نزهةالقلوب حمداللََّه مستوفی ج ۳ ص ۱۲۱).
کلمات همقافیه با «براده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر