معنی برابیر
8 بازدید
[ بَ ] (ع اِ) جِ بُرْبور. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به بربور شود. || طعامی است که از دانه های خوشهٔ مالیده با شیر تازه ترتیب دهند. (منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «برابیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر