معنی برائق
7 بازدید
[ بَ ءِ ] (ع اِ) جِ بریقة. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). و آن شیر است که بر آن پیه یا قدری روغن ریخته باشند. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به بریقه شود.
کلمات همقافیه با «برائق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئق» برای سرودن شعر