معنی براءت
7 بازدید
[ بَ ءَ ] (ع اِمص) برائت. وارهیدگی و سلامت از گناه و عیب و جز آن. رهائی و خلاص و وارهیدگی. (ناظم الاطباء). || تخلص و رهایی از شبهه. (اقرب الموارد). || بیزاری از چیزی. (غیاث اللغات). بیزاری. (ترجمان جرجانی، ترتیب عادل بن علی). || (مص) پاک شدن. (غیاث اللغات). || بیزار شدن. پاک و بیزار شدن از عیب و وام و مانند آن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || دور شدن. (غیاث اللغات). رجوع به براءة شود.
کلمات همقافیه با «براءت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ءت» برای سرودن شعر