معنی براء
7 بازدید
[ بَ ] (ع ص) بی گناه. (مهذب الاسماء). || پاک و بیزار. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). جمع و مفرد و مذکر و مؤنث در آن یکسان است. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || (اِ) نخست شب از ماه و گویند بازپسین شب. (مهذب الاسماء). نخستین شب یا نخستین روز از هر ماه یا پسین شب یا پسین روز از آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). ابن البراء. (منتهی الارب). || (مص) پاک و بیزار شدن از عیب و وام و مانند آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ بِ ] (ع ص، اِ) جِ باری ء. به شدگان از بیماری. برءیافتگان. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || جِ بری ء. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). پاکان از چیزی و بیزاران. (منتهی الارب). رجوع به بری ء شود.[ بَ ] (اِخ) ابن نوفل مکنی به ابوهنیده. رجوع به ابوهنیده شود.
کلمات همقافیه با «براء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر