معنی برآمدگی
4 بازدید
[ بَ مَ دَ / دِ ] (حامص مرکب) حالت و چگونگی برآمده. نتو. حدبه. محدب بودگی. برجستگی. || بلندی و ارتفاع در جایی یا عضوی. || آماس. رجوع به برآمدن و برآمد شود.
کلمات همقافیه با «برآمدگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر