معنی برآسوده
6 بازدید
[ بَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب / نف مرکب) راحت شده. آرام یافته. مستریح. آسایش گرفته : گریزان شده ست او ز ما در حصار بدین سان برآسوده از روزگار.فردوسی. رجوع به آسوده شود.
کلمات همقافیه با «برآسوده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر