معنی برآء
6 بازدید
[ بُ رَ ] (ع اِ) جِ بری ء. (منتهی الارب) (ترجمان علامهٔ جرجانی، ترتیب عادل بن علی) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به بری ء شود.
کلمات همقافیه با «برآء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «آء» برای سرودن شعر