معنی بذرقه
5 بازدید
[ بَ رَ قَ ] (ع ص، اِ) راهبر و راهنمای. نگهبان. || (مص) بدرقه گردیدن. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). || ارسال. فرستادن. (یادداشت مؤلف): ففرح المتوکل و بذرق الغلام الی الروم. (الجماهر بیرونی چ حیدرآباد ص ۲۱۸). و رجوع به بدرقه شود.
کلمات همقافیه با «بذرقه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قه» برای سرودن شعر