معنی بد آوردن
6 بازدید
[ بَ وَ دَ ] (مص مرکب) دچار مانع شدن. شکست خوردن. بدشانسی آوردن. (فرهنگ لغات عامیانهٔ جمالزاده). پیش آمدهای بد برای کسی پیش آمدن. (از یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «بد آوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر