معنی بد آمدن

معنی بد آمدن

9 بازدید
[ بَ مَ دَ ] (مص مرکب) بد آمدن کسی را از کسی یا از چیزی، نفرت و کراهت داشتن از او. مقابل خوش آمدن. (از یادداشت مؤلف): از این جور چیزها بدم می آید. (سایه روشن صادق هدایت ص ۱۸). - امثال: مگر به خدا خدا بگویند بدش می آید. (امثال و حکم دهخدا ج ۴ ص ۱۷۲۴). || بلا رسیدن. رسیدن واقعهٔ ناگوار. زیان رسیدن : اگر چشم داری به دیگر سرای بنزد نبی و وصی گیر جای گرت زین بد آید گناه من است چنین است و این دین و راه من است. فردوسی. کس این گنج نتواند از من ستد بد آید به مردم ز کردار بد.فردوسی. ز گفتار اخترشناسان نشان بد آید بتوران و بر سرکشان.فردوسی. تو ایران سپه را همه کشته گیر وگر زنده از رزم برگشته گیر مگر رستم آید بدین رزمگاه وگرنه بد آید بما زین سپاه.فردوسی. و احمد بگفت خوارزمشاه را که به تو چه کردم. هر چند بتن خویش مشغول بود و آن شب کرانه خواست شد. گفت احمد من رفتم نباید که فرزندانم را از این بد آید که سلطان گوید من با علی تگین مطابقت کردم. (تاریخ بیهقی). - بد آمدن به (بر) روی کسی؛ زیان رسیدن بر وی. به بلیه مبتلا شدن وی : بد آید برویش ز کردار بد بد آید بمرد از بد کار بد.فردوسی. چنین گفت گرسیوز کینه جوی که ما را بد آمد از ایران بروی.فردوسی. غمی شد دل مرد پرخاشجوی بدانست کو را بد آمد بروی.فردوسی. - بد آمدن به (بر) سر کسی را؛ زیان رسیدن بر وی، به بلیه مبتلا شدن وی : از این کار ما را بد آمد بسر پدر بی پسر شد پسر بی پدر.فردوسی. همی گفت لشکر همه سر بسر که گستهم را زین بد آید بسر.فردوسی. اگرچه بد آید همی بر سرم من از رای و فرمان او نگذرم.فردوسی. بگیرد همه سر بسر کشورم ز کارش بد آید همی بر سرم.فردوسی. - بد آمدن فال و استخاره و امثال آنها؛ خوب نیامدن آنها. حکایت آنها از حادثهٔ بد: بد آید فال چون باشی بداندیش چو گفتی نیک نیک آید فراپیش.نظامی.

کلمات هم‌قافیه با «بد آمدن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید