معنی بدیعالدین
6 بازدید
[ بَ عُدْ دی ] (اِخ) ترکو سجزی یا بدیع ترکو. عوفی نام او را در ردیف شاعران آل سلجوق بعد از عهد معزی و سنجری آورده و از اشعار او نقل کرده است. رجوع به لباب الالباب چ لیدن ج ۲ صص ۳۴۹ -۳۵۱ و مجمع الفصحا ص ۱۶۸ و فرهنگ سخنوران شود.
کلمات همقافیه با «بدیعالدین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر