معنی بدیدة
6 بازدید
[ بَ دی دَ ] (ع اِ) بلا. || مانند و همتا. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). مثل و نظیر. (از ذیل اقرب الموارد). || (ص) فلاة بدیدة؛ بیابانی که در آن کسی نباشد. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بیابان پهناور. (از ذیل اقرب الموارد). بَدید.
کلمات همقافیه با «بدیدة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر