معنی بدگواری
7 بازدید
[ بَ گُ ] (حامص مرکب) سوء هضم. (یادداشت مؤلف). بدطعمی. بدبویی : کباب دل دشمنان ترا نبویند از بدگواری کلاب.سوزنی. و رجوع به گواریدن شود.
کلمات همقافیه با «بدگواری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر