معنی بدگند
6 بازدید
[ بَ گَ ] (ص مرکب) متعفن. || (اِ) رشوه و پاره. (ناظم الاطباء). رشوت و پاره. (آنندراج). بمعنی اخیر با کاف تازی نیز آمده است. و رجوع به بدکند شود.
کلمات همقافیه با «بدگند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر