معنی بدپیله
6 بازدید
[ بَ لَ / لِ ] (ص مرکب) بدکینه. سخت انتقام. (فرهنگ فارسی معین). موذی باابرام و معربد. عربده جو. مرس. (یادداشت مؤلف). غوغاطلب. هنگامه جو. پرخاش جو.
کلمات همقافیه با «بدپیله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر