معنی بدپسندی
3 بازدید
[ بَ پَ سَ ] (حامص مرکب) پسندیدن بدیها. بدخواهی : نتوان برد جان مگر بدو چیز ببدی و به بدپسندی نیز.نظامی. نیک نامی خواهی ای دل با بدان صحبت مدار بدپسندی جان من برهان نادانی بود.حافظ. || مشکل پسندی. دیرپسندی.
کلمات همقافیه با «بدپسندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر