معنی بدپسر
6 بازدید
[ بَ پِ سَ ] (ص مرکب) پسر ناخلف. پسر نااهل : هر بدپسر که نیک شود روزی آن گه شود که نیک پدر مرده. (از سندبادنامه ص ۷۱). - بدپسران خانه کن؛ ناخلفان و آنانکه خانهٔ پدر را خشت خشت بکنند و بفروشند. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «بدپسر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سر» برای سرودن شعر