معنی بدوان
5 بازدید
[ بَ دَ ] (ع اِ) رأی نو، گویند: هو ذوبدوان، و فی الحدیث: السلطان ذوعَدَوان و ذوبدوان؛ ای لایزال یبدو له رأی جدید. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بدوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر