معنی بدوات
7 بازدید
[ بَ دَ ] (ع اِ) رأیها و اندیشه ها و تدبیرها، یقال: هو ذوبدوات. (ناظم الاطباء). جِ بداة و در حدیث آمده: السلطان ذوبدوات. اصل آن در مدح است لیکن در ذم بکار رود. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «بدوات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر