معنی بدمعاملت
[ بَ مُ مَ / مِ لَ ] (ص مرکب) بدمعامله : دنیا بدین خریدنت از بی بصارتی است ای بدمعاملت به همه هیچ می خری.سعدی. و رجوع به بدمعامله شود.
کلمات همقافیه با «بدمعاملت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لت» برای سرودن شعر