معنی بدلچینی
6 بازدید
[ بَ دَ ] (اِ مرکب) سفالینه که بر روی آن لعابی از شیشه کنند. کبود آن را فیروزه ای و زرد آن را ذرتی گویند. (یادداشت مؤلف). نام عمومی هر نوع ظرف سفالی که از گل رس معمولی ساخته شده و بر آن لعابی از اکسید قلع داده باشند. (از دایرة المعارف فارسی). و رجوع به همین کتاب شود.
کلمات همقافیه با «بدلچینی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر