معنی بدلقا
5 بازدید
[ بَ لَ / لِ ] (ص مرکب) زشت. (ناظم الاطباء). زشت. بدمنظر. (فرهنگ فارسی معین). || بی فایده. بی مصرف. (از ناظم الاطباء) (از فرهنگ فارسی معین): وصف او فانی و ذاتش در بقا زین سپس نی کم شود نی بدلقا. مولوی (مثنوی چ خاور ص ۲۰۰).
کلمات همقافیه با «بدلقا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قا» برای سرودن شعر