معنی بدلاء
6 بازدید
[ بُ دَ ] (ع اِ) جِ بدیل. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (غیاث اللغات) (آنندراج). || طایفه ای است از اولیاءاللََّه و ایشان در همهٔ عالم هفت تن می باشند و ایشان غیر از ابدال اند. چه ابدال در همهٔ عالم هفتاد شخص اند. (غیاث اللغات). و رجوع به ابدال شود. || بُدُل. (آنندراج): بدور این جهلا آنچنان غم آگینم بعصر این بدلا با الم چنان یکسان که گر سخن بطرازم در این مشعبد دام بجای شعر تراود غم از بن شریان. حاذق گیلانی (از آنندراج). و رجوع به بُدُل شود.
کلمات همقافیه با «بدلاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر