معنی بدزهره
5 بازدید
[ بَ زَ رَ / رِ ] (ص مرکب) بددل و ترسنده و واهمه ناک. (برهان قاطع). ترسنده و کم جرأت. (انجمن آرا) (آنندراج). ترسناک. (غیاث اللغات). کم دل. جبون. ترسو: سرانداز اگر عاشق صادقی تو بدزهره بر خویشتن عاشقی. سعدی (بوستان). خُرد مبین دشمن بدزهره را آب ده از زهرهٔ او دهره را. میرخسرو (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «بدزهره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر