معنی بدرق
6 بازدید
[ بَ رَ ] (ع مص) اسراف کردن. اتلاف کردن. ولخرجی کردن. (از دزی ج ۱ ص ۵۷).
کلمات همقافیه با «بدرق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رق» برای سرودن شعر