معنی بدرآباد
5 بازدید
[ بَ ] (اِخ) دهی از بخش اردکان شهرستان یزد است. ۴۷۱ تن سکنه دارد. محصول آن غلات و پنبه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).[ بَ ] (اِخ) دهی از بخش الیگودرز شهرستان بروجرد است. ۱۱۶ تن سکنه دارد. محصول آن غلات، چغندر و پنبه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ بَ ] (اِخ) دهی از بخش حومهٔ شهرستان مشهد است. ۳۶۷ تن سکنه دارد. محصول آن غلات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ بَ ] (اِخ) دهی از بخش روانسر شهرستان سنندج است. ۲۷۰ تن سکنه دارد. محصول آن غلات و لبنیات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ بَ ] (اِخ) دهی از بخش شیروان چرداول شهرستان ایلام است. ۲۵۰ تن سکنه دارد. محصول آن غلات و لبنیات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ بَ ] (اِخ) دهی از بخش فهرج شهرستان بم است. ۸۹۲ تن سکنه دارد. محصول آن حنا و خرماست. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ بَ ] (اِخ) دهی از بخش مرکزی شهرستان سقز است. ۱۲۰ تن سکنه دارد. محصول آن غلات، لبنیات و توتون است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ بَ ] (اِخ) دهی از بخش مرکزی شهرستان سقز است. ۱۲۰ تن سکنه دارد. محصول آن غلات، لبنیات و توتون است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «بدرآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر