معنی بدخلقی
4 بازدید
[ بَ خُ ] (حامص مرکب) دشوارخویی. بدصحبتی. طخوخ. (یادداشت مؤلف). دخن. ترش. حجرمة. (منتهی الارب). بدخویی.
کلمات همقافیه با «بدخلقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر