معنی بدخلق
5 بازدید
[ بَ خُ ] (ص مرکب) بدخو و لجوج. (ناظم الاطباء). بدخو و شریر. (آنندراج). تَرِش. تارش. عزور. عیذان. متدنس. عنفص. (منتهی الارب). || جسور. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بدخلق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لق» برای سرودن شعر