معنی بدخبر
5 بازدید
[ بَ خَ بَ ] (ص مرکب) آنکه پیوسته خبر بد و ناخوش آرد: چون بوم بدخبر مفکن سایه بر خراب در اوج سدره کوش که فرخنده طائری. سعدی.
کلمات همقافیه با «بدخبر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر