معنی بدحساب
7 بازدید
[ بَ حِ ] (ص مرکب) آنکه در معاملات خود، درستی را پیشه نسازد. آنکه وام خود را بموقع و بسهولت نپردازد. مقابل خوش حساب. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «بدحساب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر