معنی بدجنس
6 بازدید
[ بَ جِ ] (ص مرکب) کمینه و فرومایه و بدنژاد. (آنندراج). نانجیب و پست نژاد و دون و فرومایه. (ناظم الاطباء). بدذات. بدطینت. بدنهاد. مقابل خوش جنس. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «بدجنس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نس» برای سرودن شعر