معنی بدادا
5 بازدید
[ بَ اَ ] (ص مرکب) کسی که ادای خارج از او سر زند. مقابل خوش ادا. (از آنندراج). آنکه دارای اطوار و رفتار و کردار بد باشد. (ناظم الاطباء). بدخو. بداطوار. بداحوال. بدگوشت. گوشت تلخ. (یادداشت مؤلف). || کسی که در ادای قرض حیله جو باشد. (آنندراج): انتظار وعده دارم در ادای وام دوست بدادا وقت طلب در جان سپاری نیستم. نظیری (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «بدادا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دا» برای سرودن شعر