معنی بداختری
6 بازدید
[ بَ اَ تَ ] (حامص مرکب) نحوست. نَحْس. مَنْحَس. شقاوت. مقابل نیک اختری. (یادداشت مؤلف). بدبختی. بدطالعی : همچو چنبر باد خفته همچو نیلوفر کبود قد و خد حاسدت از رنج و از بداختری. سوزنی. پیش از من و تو بر رخ جانها کشیده اند طغرای نیکبختی و نیلِ بداختری.سعدی.[ بَ اَ تَ ] (حامص مرکب) نحوست. نَحْس. مَنْحَس. شقاوت. مقابل نیک اختری. (یادداشت مؤلف). بدبختی. بدطالعی : همچو چنبر باد خفته همچو نیلوفر کبود قد و خد حاسدت از رنج و از بداختری. سوزنی. پیش از من و تو بر رخ جانها کشیده اند طغرای نیکبختی و نیلِ بداختری.سعدی.
کلمات همقافیه با «بداختری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر