معنی بدآویز
6 بازدید
[ بَ ] (نف مرکب) ستیزنده. به بدی چنگ زننده : ای همچو مهین مار بدآویز و خشوک پر زهر چو ماری و چو ماهی همه سوک. سوزنی.
کلمات همقافیه با «بدآویز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر