معنی بدآغار
6 بازدید
[ بَ ] (ص مرکب) بدرگ. بدسرشت. (آنندراج): یکی زشت روی بدآغار بود تو گویی به مردم گزی مار بود. ابوشکور (از احوال و اشعار رودکی ج ۳ ص ۱۲۳۸).
کلمات همقافیه با «بدآغار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر