معنی بدآرام
5 بازدید
[ بَ ] (ص مرکب) دغاباز. ریاکار. (آنندراج). مکار. حیله باز. (ناظم الاطباء). || ناراحت. (یادداشت مؤلف): از آواز ما خفته همسایگان بدآرام گشتند در خوابها.منوچهری.
کلمات همقافیه با «بدآرام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر