معنی بخنورور
6 بازدید
[ بَ نوز وَ ] (ص مرکب) رعددار. دارای رعد: عاجز شود ز اشک دو چشم و غریو من ابر بهارگاهی و بخنورور مطر. (از یادداشت مؤلف). و رجوع به بخنو شود.
کلمات همقافیه با «بخنورور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر