معنی بخلاء
5 بازدید
[ بُ خَ ] (ع ص، اِ) جِ بخیل. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). زفتان. (یادداشت مؤلف): چشمهای بخلاء در مغاک افتاد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ سنگی ص ۳۲۵). و رجوع به بخیل شود.
کلمات همقافیه با «بخلاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر