معنی بخج
9 بازدید
[ بَ ] (ص) چیزی را گویند که بر زمین پهن شده باشد. (فرهنگ خطی). و ظاهراً صورتی است از پخش. بخچ. پخج. (در تداول عامهٔ خراسان): اگر بر سر مرد زد در نبرد سر و قامتش بر زمین بخج کرد.عنصری.
کلمات همقافیه با «بخج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خج» برای سرودن شعر