معنی بختیشوع

معنی بختیشوع

5 بازدید
[ بُ ] (اِخ) بختیشوع و یوشع بخت از اعلام مرکبه و یک جزء آن بخت است از ترکیبات زبان فارسی. مستشرق آلمانی نلدکه در وقایع زمان اردشیر بابکان گوید: بخت یعنی نجات داد یا رها کرد و جزء دیگر ظاهراً از ترکیباتی است که به تقلید اسلوب عیسویان در زبان فارسی معمول شده است... و بختیشوع یعنی عیسی نجات داد. (از حواشی چهارمقاله ص ۴۰۶). نجات یافتهٔ عیسی. (از فرهنگ فارسی معین).
[ بُ ] (اِخ) ابن جورجیس. طبیب، به جندی شاپور معاصر مهدی و موسی الهادی عباسی. در خدمت ابوالعباس سفاح می زیست و طبیب خاص او بود و سپس بخدمت جعفر منصور پیوست و او را تألیفات مهم است. (طبقات قاضی صاعد اندلسی). ابوجعفر منصور دوانیقی در سال ۱۴۸ هـ . ق. به بیماری معده گرفتار شد و طبیبان درگاه در علاج فروماندند وی را به رئیس بیمارستان گندی شاپور یعنی بختیشوع پسر جورجیس راهبری کردند، جورجیس با واگذاشتن ریاست بیمارستان به پسر خود بختیشوع بخدمت خلیفه درآمد و به اصرار خلیفه چندی در بغداد بماند. جورجیس در ۱۵۲ هـ . ق. بیمار شد و به گندی شاپور بازگشت، در این هنگام منصور از او خواست که پسر خود بختیشوع را بجای خویش به بغداد فرستد، اما جورجیس رضا نداد و شاگرد خویش عیسی بن شهلانی را فرستاد. بختیشوع پسر جورجیس یکبار در دورهٔ مهدی و بعد از آن در عهد هارون در سال ۱۷۱ به بغداد رفت و به معالجهٔ خلفا اختصاص یافت. (تاریخ علوم عقلی ص ۲۳ و ۵۲ و ۵۳). و رجوع به اعلام زرکلی و عیون الاخبار و ضحی الاسلام ص ۱۰۸ و ۱۲۹ و ۲۹۷ و سبک شناسی ج ۱ ص ۱۵۲ و غزالی نامه ص ۹۰ و الجماهر ص ۲۱۸ و ۱۶۵ و چهارمقالهٔ نظامی و تعلیقات آن و القفطی و العقدالفرید ج ۱ ص ۶۸ و ۶۹ و ج ۷ ص ۲۷۷ و الاوراق ص ۷۵ شود: یافته از ره اصول و فروع بخت ایشوع و رای بختیشوع.نظامی.
[ بُ ] (اِخ) بختیشوع بن جبرئیل بن بختیشوع بن جورجیس. متوفی در سنهٔ ۲۵۶ هـ . ق. در اواخر عمر مأمون از اطباء خاص او بود و بعد از مأمون خلفای دیگر را نیز تا مهتدی خدمت نمود. (حواشی چهارمقالهٔ نظامی ص ۴۰۶). از او کتاب «فی الحجامه» به صورت سؤال و جواب ماند و حنین بن اسحاق آنرا ترجمه نمود. (از قاموس الاعلام). ادوارد برون در تعلیقات بر ترجمهٔ انگلیسی چهارمقاله آورده است: بعد از جبرئیل پسرش بختیشوع جای او را گرفت و الواثق باللََّه و المتوکل علی اللََّه و المستعین باللََّه و المهتدی باللََّه را خدمت کرد، در اواخر عهد واثق بسبب کثرت مال از بغداد نفی و اموال او مصادره شد، اما در عهد متوکل باز بمقام سابق بازگشت. بروایت قفطی او همراه مأمون به روم رفت. وی بسال ۲۵۶ درگذشت. (از تاریخ علوم عقلی ص ۵۵):
[ ] (اِخ) ابن یوحنا (یحیی). از اطبای دربار عباسی در خدمت المقتدر باللََّه و الراضی باللََّه بود و بسال ۳۲۹ هـ . ق. درگذشت. (قاموس الاعلام ترکی). رجوع به تجارب الامم ج ۲ ص ۳۲۳ و ۴۵۶ و تاریخ علوم عقلی ص ۵۶ شود.

کلمات هم‌قافیه با «بختیشوع»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وع» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید