معنی بختمندی
5 بازدید
[ بَ مَ ] (حامص مرکب) بخت وری. بختاوری. با اقبال و بخت بودن. خوش بختی. (ناظم الاطباء): کلیم تشنه که لب را به گریه تر می کرد ز بختمندی میزاب آب حیوان بود.کلیم.
کلمات همقافیه با «بختمندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر