معنی بختآور
4 بازدید
[ بَ وَ ] (نف مرکب) بختاور. خوشبخت. نیکبخت. که بخت موافق دارد. برابر بدبخت. دولتمند. فیروزبخت. بختیار. با طالع خوب. جوانبخت. (آنندراج): هنرها ز بدبخت آهو بود ز بخت آوران زشت، نیکو بود. ابوشکور بلخی. بزیر اندرون بود هامون و دشت که بدبخت و بخت آور آنجا گذشت.فردوسی. ماهم از ایام بخت آور شدیم بارها بر وی مظفر آمدیم.مولوی. و رجوع به بختور شود.
کلمات همقافیه با «بختآور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر