معنی بخاعة
7 بازدید
[ بَ عَ ] (ع مص) بُخوع. اقرار کردن و گردن نهادن حق را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). اقرار بحق. (تاج المصادر بیهقی). اقرار کردن مذعنی که نهایت جهد را در اذعان به حق مبذول دارد. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «بخاعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر