معنی بحساب گرفتن
6 بازدید
[ بِ حِ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) (از: ب +حساب +گرفتن). معتبر داشتن. (آنندراج): ناز تحویل کند آن که به عاشق شب و روز چه حساب است که هرگز نگرفتش بحساب. تأثیر.
کلمات همقافیه با «بحساب گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر