معنی بحریة
6 بازدید
[ بَ ری یَ ] (ص نسبی) منسوب به بحر. دریائی. آنچه به دریا منسوب باشد. - نیروی بحریه؛ نیروی دریایی. قوای جنگی در دریا از قبیل ناو و ناوشکن و زیردریائی و اژدرافکن و امثال آن. آن وسایل و کشتی ها که در جنگهای دریایی بکار رود. اسطول. دریائیان. (لغات مصوبهٔ فرهنگستان). || باد شمال. (دزی ج ۱).
کلمات همقافیه با «بحریة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر