معنی بحرنورد
5 بازدید
[ بَ نَ وَ ] (نف مرکب) دریانورد. دریاپیما. که بحر را درنوردد. که دریا را پیماید. بحرپیما.
کلمات همقافیه با «بحرنورد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر