معنی بحردست
5 بازدید
[ بَ دَ ] (ص مرکب) کنایه از سخی است. سخی و کریم. (هفت قلزم): روی آن بحردست صاحب فیض بحروش بی نقاب دیدستند.خاقانی.
کلمات همقافیه با «بحردست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر